سولات تشريحي درس توسعه اقتصادي و برنامه ريزي 1-5
24/8/1388
پرسش پاسخ سولات تشر يحي د رس توسعه اقتصادي و برنامه ريزي کتاب ا دکتر بهنام ملکي فصل اول -
جواب سوالها
1- طبقه بندي کشورها از لحاظ توسعه و توسعه نيافتگي به چه صورت است؟
-گروه اول جامعه نوين شامل کشورهايي که داراي بلاترين درآمد سرانه غيرنفتي هستند و گروه دوم تعداد زيادي از کشورهاي که پايين تر از متوسط سطح درآمد گروه اول قراردارند.به کشورهاي که درحال گذر-درحال توسعه-عقب مانده –کمترتوسعه يافته –عقب نگه داشته يا توسعه نيافته نا÷ايدار و سنتي مي گويند .کشورهاي گروه اول جامعه نوين يا توسعه يافتهباساختار دانش فني بالا-جامعه درحال گذر با توليدات نيمه صنعتي –جامعه سنتي توسعه نيافته نظير برخي از کشورهاي آمريکاي لاتين و آفريقا
2- معناي توسعه از نظر لغوي چيست از دو ديدگاه مدرن و سنتي بررسي کنيد؟
-يعني خروج از پوسته ولفاف و درحالت کلي به معناي خارج شدن کشورهاي توسعه نيافته از وضعيت قبلي مي باشد . درجامعه سنتي اگر اتفاقاتي روي دهد که شاهد فرايند انتقال از دنياي کهنه به دنياي نو باشيم آن جامعه توسه يافته است . درجامعه مدرن ازطريق استمرار انباشت سرمايه وسرمايه گذاري وسيع مادي وانساني متوان جامعه کنوني را به جامعه مدرن تر تغيير داد.
3- از نظر تودارو، ماركس، كلاسيكهاو سيرز توسعه را تعريف كنيد؟
- تودارو:ارتقاي مستمر يک جامعه يا نظام اجتماعي به سوي زندگي بهتر وانساني تر راتوسعه مي نامد . مارکس: توسعه عبارت است از تحول جامعه سرمايه داري به کمونيستي . کلاسيکها : توسعه را درگروه تحول نظام ما قبل سرمايه داري به سرمايه داري مي دانند. سيرز: معتقد است اگر يک دو يا سه عامل اساسي (فقر-بيکاري-نابرابري) بدتر شود حتي اگر درآمد سرانه دوبرابر شود تلقي کردن نتيجه به عنوان توسعه عجيب خواهد بود.
4- تعريف توسعه را از نظر : استريتن، مي يرز، تيروال، هيگنز، فرانسوا پرو، عظيمي و ملکي بنويسيد؟
-استرتين :توسعه يعني نوگراييومدرن شدن به اعتقاد وي توسعه يعني تغيير زندگي انسان وتغيير خود انسان . مي يرز:فرايندي که موجب افزايش درآمد سرانه در بلند مدت مي شود. تيروال:توسعه چيزي بيشتر از افزايش درآمدبوده وبه مفهوم اين است که افزايش درآمد واقعي همراه با تحولات در آداب و رسو مي بوده که درگذشته مانع پيشرفت شده است . هيگينز:فرآيندي که اقتصاد از يک دوگانگي (سنتي و مدرن) به يک اقتصاد مدرن مي رسد .پرو:ترکيبي است از تغييرات روحي و اجتماعي جمعيت يا ملتي که در نتيجه اين تغييرات روحي و اجتماعي بتواند محصول حقيقي ناشي از اقتصاد توليدي اش را به طور جمعي پيوسته ومداوم افزايش دهد. عظيمي: تحول در مباني علمي – فني توليد از حالت سنتي به مدرن مترادف تعريف توسعه مي باشدوي توسعه را در گرو دروني وبومي کردن انقلاب صنعتي مي داند.ملکي:توسعه اقتصادي فرايندي است که بهبود در مباني علمي تصميم سازي و تصميم گيري يک جامعه توليد حداقل در بخش هاي شتاب دهنده يا پيشتاز از حالت مبتدي به شيوه مدرن و پايدار تبديل مي شود .
5- طرفداران مکتب وابستگي و اعضاء کميسيون اقتصادي آمريکاي لاتين دسترسي به توسعه را در گرو چه عاملي مي دانند؟
-در گرو تغيير رابطه ميان کشورهاي مرکز سلطه گر و کشورهاي پيرامون يا زير سلطه مي دانند.
6- چه تفاوتهايي ميان رشد اقتصادي و توسعه اقتصادي وجود دارد؟
-رشد اقتصادي عبارت است از افزايش کمي کل درآمد ملي يا توليد خالص ملي يک جامعه طي يک دوره معين ولي توسعه اقتصادي هم بر مبناي توليد بيشتر دلالت دارد هم به معناي پديدآمدن تحول در چگونگي توليد محصول .
8- توسعه پايدار را تحليل نمائيد؟
-توسعه اي است که بتواند نيازهاي نسل حاضر را بدون لطمه زدن و برآورده ساختن نيازهاي نسل آينده و سازگار با منافع نسل هاي بعدي برآورده سازد .
9- تنوع استفاده از شاخص هاي مختلف براي اندازه گيري توسعه چه مشکلاتي ايجاد کرده؟
-بعضي مواقع شاخص هاي کمي و مقداري توانايي اندازه گيري دقيق کيفييت را نداريم شاخص هاي رايج را نمي توانند سطح کيفي را با توجه به همه ابعاد توسعه مشخص نمايند به علاوه نبايد از ياد ببريم که توسعه همه ابهاد اقتصادي سياسي اجتماعي و فرهنگي را دربر مي گيرد.
10- شاخص هاي اندازه گيري رشد و توسعه يا سطح توسعه يافتگي کدامند توضيح دهيد؟
- الف- شاخص درآمد سرانه : از تقسيم درآمد ملي يک کشور (توليد ناخالص داخلي) به جمعيت آن، درآمد سرانه بدست ميآيد.اين شاخص ساده و قابل ارزيابي در کشورهاي مختلف، معمولاً با درآمد سرانه کشورهاي پيشرفته مقايسه ميشود.
ب- شاخص برابري قدرت خريد: از آنجايي که شاخص درآمد سرانه از قيمتهاي محلي کشورها محاسبه ميگردد و معمولاً سطح قيمت محصولات و خدمات در کشورهاي مختلف جهان يکسان نيست، از شاخص برابري قدرت خريد استفاده ميگردد. در اين روش، مجموعهاي از قيمتهاي حاكم در يك كشور در نظر گرفته ميشود و از آن براي ارزيابي قيمت تمام كالاهاي توليد شده در ساير كشورها استفاده ميگردد. ج- شاخص درآمد پايدار:کوشش براي غلبه بر نارساييهاي شاخص درآمد سرانه و توجه به \\\"توسعه پايدار\\\" به جاي \\\" توسعه اقتصادي \\\"، منجر به محاسبه شاخص درآمد پايدار گرديد. در اين روش، هزينههاي زيست محيطي که در جريان توليد و رشد اقتصادي ايجاد ميگردد.
11- شاخص هاي ترکيبي توسعه را توضيح دهيد؟
- از اوايل دهه 1980 برخي از اقتصاددانان به جاي تکيه بر شاخص انفرادي براي اندازه گيري و مقايسه توسعه اقتصادي بين کشورهاي استفاده از شاخص هاي ترکيبي را پيشنهاد نمودند.
13- استدلال طرفداران معيارهاي کمي رشد اقتصادي براي تبيين اوضاع چيست؟
-نظريه ها و اصولي که براي اقتصاد يک منطقه معين بايک زمان معين معتبر و مناسب است ممکن است براي جوامع ديگر درهمان زمان يا زمانهاي ديگر معتبر نباشد.
14- مهم ترين انتقادات وارده بر شاخص هاي کمي (رشد اقتصادي) را بنويسيد؟
-نادرستي و فقرآمارواطلاعات در کشورهاي عقب مانده موجب ميشود تا نتوان با استفاده از معيارهاي کمي، وضعيت اين گروه از کشورها را دقيقاً مشخص نمود- «خودمصرفي» در ممالک توسعه نيافته - که حاکي از آن است که بخش قابل توجهي از محصولات توليدي عمدتاً کشاورزي،خانگي حتي خدماتي را توليدکنندگان در محل و بدون مراجعه به بازار به مصرف ميرسانندودرمحاسبات رشد منظور نمي شود - در اغلب موارد، دشواري در مقايسه اطلاعات موجود مربوط به درآمد ملي، فقر، نوع تغذيه، سطح بهداشت، آموزش و غيره نيست،- ضوابط کمي در شرايط ديناميک و در طول زمان تغيير ميکند- اتکاء بر ضوابط کميرشد اقتصادي جهت بيان نشانههاي عقبماندگي يا پيشرفت، به تنهايي کافي نيست.
15- مهم ترين مبناي رده بندي کشورهاي جهان در گزارش توسعه انساني چيست؟
- مهمترين مبناي ردهبندي کشورهاي جهان در گزارش توسعه انساني سازمان ملل متحد، شاخص توسعه انساني است. شاخص توسعه انساني از سه نماگر طول عمر که بر اساس اميد به زندگي در زمان تولد محاسبه ميشود، دسترسي به آموزش و پرورش که از ترکيب ميزان باسوادي بزرگسالان و تعداد شاغلين به تحصيل در سطوح ابتدايي، متوسطه و عالي به دست ميآيد و در نهايت، استاندارد زندگي که بر مبناي توليد ناخالص داخلي سرانه بر اساس برابري قدرت خريد دلار در هر کشور محاسبه ميشود، تشکيل شده است .
16- هدف علم اقتصاد و توسعه چيست؟
- عدهاي از جمله هيکس و استريتن (1997) اعتقاد دارند که نميتوان همه جنبههاي پيشرفت اجتماعي را به ارزشهاي پولي و يک شاخص مشترک قابل قبول تبديل کرد.
آنها اعتقاد دارند از ديدگاه نيازهاي اساسي، اطلاعات مربوط به اينکه چقدر توليد ميشود (P يا GDP) بايد با GN اطلاعات مربوط به اينکه چه توليد ميشود؟ به چه وسيلهاي توليد ميشود و براي چه کساني توليد ميشود (مسأله توزيع)، به طور به هم پيوسته و وابسته بررسي شوند. از ديدگاه آنان، ساير شاخصها ميتوانند جايگزين آن شوند
17- با تبيين ناكارآمديهاي موجود در علوم اقتصادي ضرورتهاي آموزش توسعه اقتصادي را بنويسيد؟
- واقعبينانه بودن اين نظريات- ذيربط بودن- ذيربط بودن- کم توجهي به ارزشها و سرمايه اجتماعي- ديدگاه منتقدان اقتصاد رايج.
فصل دوم
جواب سئوالات
1- طبق نظريه تودارو، تنوع ساختي کشورهاي توسعه نيافته از چه عواملي نشأت مي گيرد؟
-اندازه کشور –تکامل تاريخي – منابع مادي و انساني – اهميت نسبي بخشهاي عمومي وخصوصي – اهميت ساخت صنعتي کشور .
2- ويژگي هاي بنيادين کشورهاي توسعه نيافته را از دو جهت اقتصادي و غيراقتصادي ذکر کنيد؟
- وابستگي اقتصادي - سطح بالاي بيکاري و کم کاري- سطح نازل درآمد سرانه- وابستگي به توليدات کشاورزي و مواد اوليه صادراتي.
--- ويژگيهاي غير اقتصادي- سطح پائين زندگي عمومي- سطح پائين بهرهوري- توزيع ناعادلانه ثروت- بيکفايتي دولتها- - نرخ
بالاي رشد جمعيت- ضعف بهداشت همگاني- سطح بالاي بي سواد.
3- مشترکات اصلي بين کشورهاي در حال توسعه چيست؟
-فقر گسترده و سطح پايين زندگي – سطح پايين بهروري نيروي کار – رشد جمعيت – اشتغال ناقص و بي کاري – خام فروشي و
وابستگي به صادرات سنتي – دوگانگي اقتصادي و اجتماعي .
4- با بررسي سطح بهره وري ميان کشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه چه نتايجي حاصل مي شود؟
تفاوت در عوامل مکمل نيروي کار نظير سرمايه، سازماندهي و مديريت، تحقيقات، تکنولوژي، انگيزههاي نيروي کار. همچنين پائين بودن سطح بهداشت و تغذيه عامل مؤثري در کاهش فعاليت و بهرهوري ميباشد. کشورهاي در حال توسعه بيشتر فعاليت خود را در بخشهاي سنتي و غير مغز افزاري متمرکز نمودهاند، در حالي که کشورهاي توسعه يافته بر عکس کشورهاي در حال توسعه تمامي توان خود را در خدمت توليدات مدرن و دانش محور قرار دادهاند.
6- کشورهاي توسعه يافته و درحال توسعه را از نظر رشد جمعيت و اشتغال نيروي کار مقايسه کنيد؟
- متوسط رشد جمعيت كشورهاي توسعه يافته يك دهم درصد و كشورهاي در حال توسعه يك و نيم درصد بوده است. با توجه به اينکه نرخ رشد جمعيت از مابهالتفاوت نرخ زاد و ولد و مرگ و مير بدست ميآيد، بنابراين در تعدادي از کشورهاي در حال توسعه با نرخ بالاي زاد و ولد مواجه هستيم، پيشبينيهاي كارشناسان بيانگر آن است در حال حاضر و آينده عمده افزايش جمعيت جهان در 50 كشور فقير اتفاق خواهد افتاد. اين در حالي است كه به سال 1997 در بخشهايي از مناطق اروپاي شمالي و شرقي شاهد پيشي گرفتن مرگ و مير از مواليد بوده است. در جوامع در حال توسعه بعلت نرخ رشد بالا حدود نيمي از جمعيت را جوانان تشکيل ميدهند به عبارت ديگر، نيمي از نيروي کار (بويژه زنان) غير فعال ميباشد. به همين علت اين کشورها داراي درآمد پائين هستند.
7- عمده درآمد ارزي کشورهاي درحال توسعه از چه منبعي تأمين مي شود؟
- عمده درآمد ارزي اين کشورها از يک منبع صادراتي تشکيل ميشود. به همين دليل به نام کشورهاي تک محصولي شهرت گرفتهاند.
8- منظور از اقتصاد دوگانه چيست؟ نمونه هايي از اين دوگانگي را ذکر کنيد.
- منظور از اقتصاد دوگانه، نه تنها در بخش اقتصاد بلکه عدم هماهنگي در بخش اجتماعي و فرهنگي وجود دارد که اين مسئله در طرز تفکر مردم و سازمانها منعکس است. نمونههايي از اين دوگانگي عبارتند از: روش توليد مدرن در برابر روش سنتي- مصرف زدگي در برابر سوء تغذيه کم درآمدها-- طبقات تحصيل کرده در برابر طبقات بي سواد و فقير- طرز تفکر علميدر برابر تفکر مبتدي و سنتي- سازمانهاي مدرن و امروزي در برابر سازمانهاي بسيار قديمي و سنتي که دسته (گروه) اول محدود و دسته (گروه) دوم گسترده ميباشند.
9- مقصود از ساخت رانيتر دولت چيست و تأثير رانت را برروي دولت و نخبگان حاکم بنويسيد؟
- به عبارت ديگر، دولت رانتير دولتي است که به دلائل خاصي از فروش کالاها و خدمات بسيار بالاتر از هزينه توليد آنها درآمد مستقيم دارد. تأثير رانت، زماني آشکارتر است که دولتها تنها دريافتکننده مستقيم آن باشند که اين امر منجر به ايجاد قدرت انحصاري براي دولت و نخبگان حاکم ميگردد که خود ناشي از دو علت ميباشد:
دسترسي دولت به رانت زيادباعث بينيازي دولت ازماليات وپو ل مفت تورمي(تب هلندي) ميگردد.- نخبگاني که رانت را در اختيار دارند، از همکاري ديگر گروهها و نخبگان در جامعه استفاده مينمايند، بنابراين مهمترين تأثير سياسي رانت، افزايش استقلال دولت در برابر جامعه ورقابت مخرب جريانات سياسي براي کسب قدرت ميباشد.
10- چگونه استفاده نادرست از ثروت نفتي زمينه ساز فساد مالي و رشوه خواري در کشورهاي دارنده اين سرمايه عظيم خواهد شد؟
- گروه غيردولتي شفافيت بينالملل که در زمينه مبارزه با فساد مالي فعاليت ميکند، در گزارشي که منتشر ساخته، عنوان کرده است که ثروت نفتي اغلب فراهمآورنده زمينه مساعد براي رشد و نمو فساد مالي و رشوهخواري است. در اين گزارش از ايران هم نام برده شده است. فهرست موسوم به «سي پي آي » که کشورها را براساس ميزان گسترش فساد در آنها ردهبندي ميکند، تخمين ميزند که سالانه بيش از 400 ميليارد دلار در سراسر جهان در مبادلات دولتي به علت رشوهخواري ناپديد ميشود.
11- تفاوت هاي اساسي که بين کشورهاي در حال توسعه وجود دارد چيست؟
- شرايط طبيعي، جغرافيايي، جمعيتي- موقعيت تاريخي و فرهنگي- ساختار اقتصادي مختلف- استبداد وتوزيع نا کارآمد قدرت سياسي در کشورهاي استبدادي جهان سوم،- نابرابريهاي جهاني.
12- از لحاظ شرايط طبيعي، جغرافيايي و جمعيتي کشورهاي در حال توسعه را با يکديگر مقايسه کنيد؟
- اکثر کشورهاي در حال توسعه در نيمکره جنوبي و کنار خط استوا قرار دارند که داراي آب و هواي گرم ميباشند، هر چند بعضي از اين کشورها به دليل وسعت داراي آب و هواي متنوع هستند. البته کشورهايي که وسعت زيادي دارند منابع طبيعي متنوعي هم نسبت به ديگر کشورها دارند و همين امر باعث شده تا به تجارت خارجي کمتري متکي باشند.
از ديگر تفاوتهاي کشورهاي توسعه نيافته ميتوان منابع زيرزميني آنها را نام برد. بعضي از اين کشورها داراي منابع زيرزميني غني هستند. به عنوان نمونه، اقتصاد سيزده کشور عضو اوپک که منابع نفتي بسيار غني دارند، بر پايه نفت استوار ميباشد. البته کشورهايي چون عربستان با منابع بسيار غني زيرزميني را نميتوان با کشوري مانند بنگلادش که از نظر منابع زيرزميني ضعيف است، در يک رده و طبقهبندي قرار داد.
تعدادي از کشورها هم به استخراج و صادرات سنگهاي فلزي ميپردازند و اين امر باعث وجه تمايز آنها نسبت به ديگر کشورها شده است. به اينگونه کشورها کشورهاي بر پايه معدن ميگويند، چون فعاليت خود را بر روي استخراج معادن صرف نمودهاند.
از نظر جمعيتي هم کشورهاي در حال توسعه بيشترين جمعيت جهان را در خود جاي دادهاند، هرچند که باعث مشکلاتي عديده براي اداره کردن شده است، اما محاسني چون بزرگي بازار داخلي و مقرون به صرفه بودن توليد را به همراه داشته است.
13- قدرت سياسي چگونه در ميزان توسعه مي¬تواند تأثيرگذار باشد؟
- در اين جوامع قدرت سياسي در دست عده خاصي قرار دارد و اين قدرت در بيشتر موارد با قدرت اقتصادي همراه است. البته ساختار اقتصادي و اجتماعي در هر کشوري فرق ميکند. به عنوان نمونه، در جامعهاي با ساختار کشاورزي قدرت در دست اربابان و در جامعه ديگر با ساختار تجارتي و واسطهگري، قدرت در دست تجار و وارد كنندگان و در جامعهاي که صنعتي است، قدرت در دست سرمايهداران صنعتي ميباشد. بنابراين ميتوان گفت که مشکل در توزيع قدرت سياسي نيست، بلکه در تبعاتي است که به همراه دارد.
14- کشورها را از لحاظ ميزان پيشرفت و توسعه چگونه مي¬توان مقايسه کرد؟
- کشورها را به سه گروه جوامع سنتي يا توسعه نيافته، نوين يا توسعه يافته و در حال گذار يا در حال توسعه طبقهبندي کنيم.
15- ويژگي ها ومواردي از دستاوردهاي بشري در جوامع توسعه يافته را در زمينه¬هاي مختلف اعم از زمان، مکان، ارتباطات و ....... بيان نمائيد؟
- - حذف( نسبي )كاغذ تنوع اطلاعات مورد ذخيره پردازش، انتقال(صوت، متن، تصوير) - حذف محدوديت مكان حداكثر دسترسي به اطلاعات (اينترنت و...) با حداقل هزينه- حذف محدوديت زمان در ارتباطات حداقلكردن نياز به انرژي و مواد در رفع حوائج- حذف فضاي رسميكار بسط خصيصه هوشمندي به ماشينها، سازمانها و حتي مواد- حداقل هزينههاي مخابراتي حذف فضاهاي حقيقي و استفاده از واقعيتهاي مجازي- حداكثر سرعت محاسباتي و پردازشي حذف محدوديت اختلاف زباني در ارتباطات- حداقل نياز به محيط ذخيره اطلاعات امكان ارتباطي با جهان به صورت همزمان و زنده دستاوردهاي نظام اداري الكترونيكي.
16- دستاوردهاي حاصل شده در زمينه توسعه فناوري کشورهاي توسعه يافته را بنويسيد؟
- آزاد شدن تجارت، جهاني شدن اقتصاد و تجارت - جهاني شدن بازارها(نيروي كار، تكنولوژي، سرمايه، مواد، كالا و خدمات)- غلبه نقش دانش و دانايي و نقش تعيينكننده پايگاه دانش در برتري- مسابقه كشورها بر شاخص رقابتپذيري و جذب سرمايه، سخت شدن عرصه رقابت- شدت روزافزون نوآوري و تغييرات تكنولوژيك و سرعت منسوخ شدن آن- افزايش درجه آزادي و فرصت انتخاب مشتريان.
فصل سوم
جواب سوالات
1ـ علل داخلي و خارجي توسعه نيافتگي را نام ببريد ؟
- عوامل طبيعي و جغرافيايي - رشد جمعيت- محدوديتهاي نيروي انساني ماهر و مهاجرت مغزها به خارج- جبرگرايي قومي و موانع فرهنگي- عدم کارآيي در استفاده از تجارب تکنيکي کشورهاي توسعه يافته- بيتوجهي به امر تحقيقات و پژوهشهاي علميو تکنولوژيک- ناکارآمدي دولتها و فساد اداري- فقدان تئوري و راهبرد مناسب توسعه اقتصادي.
2ـ نظريههاي متعارف بر چه عواملي تاکيد دارند؟ توضيح دهيد .
- نظريههاي متعارف عواملي مانند اوضاع و احوال اجتماعي، گرايشهاي مختلف رواني و فرهنگي، آداب و رسوم و نهادهاي جامعه را علت توسعهنيافتگي تلقي ميکنند. اما در اين نظريهها به پويشهاي اقتصادي جهاني که تعيينکننده تکامل و توسعه کشورهاي عقب مانده و پيشرفته ميباشد، توجه نميشود و روابط متقابل جزء و کل مورد غفلت قرار ميگيرد.
3ـ عوامل طبيعي و جغرافيايي چه تاثيري بر توسعه نيافتگي يک کشور دارند؟
-علت اصلي توسعهنيافتگي، وجود شرايط طبيعي و جغرافيايي نامساعد، بد بودن وضع آب و هوايي يک منطقه، ناکافي بودن مجموعه منابع و دور افتادگي از تمدن بشري بوده است. آب و هواي سرد قطبي يا گرم استوايي، دوري از دسترسي به دريا و صحراهاي خشک و لميزرع، منابع کوهستاني صعبالعبور و... هر يک به تنهايي و يا در کنار ديگري، علت عقبماندگي محسوب ميشوند.
4ـ آيا رشد بي رويه جمعيت باعث توسعه نيافتگي است توضيح دهيد ؟
-درباره تأثير تراکم يا رشد بيرويه جمعيت در توسعه جوامع، نظريات مختلفي وجود دارد. عدهاي معتقدند که کثرت جمعيت با فقر و گرسنگي رابطه مستقيم دارد، به طوري كه هر اندازه که جمعيت جهان به ويژه جمعيت کشورهاي جهان سوم افزايش يابد، به همان نسبت بر فقر و گرسنگي مردم جوامع توسعه نيافته اضافه خواهد شد. طرفداران اين نظريه که غالباًً گرايشهاي غربي دارند با استفاده از آمار و ارقام سعي ميکنند پديده توسعهنيافتگي را بر حسب تراکم جمعيت تبيين کنند.
5ـ محدويت نيروي انساني چه مشکلاتي را براي يک کشور به وجود مي آورد؟
- منابع انساني – پايه اصلي ثروت ملتها را تشکيل ميدهد و سرمايه و منابع عوامل تبعي توليدند، در حالي که انسانها عوامل فعالي هستند که سرمايهها را متراکم ميسازند و از منابع طبيعي بهرهبرداري ميکنند و سازمانهاي اجتماعي، اقتصادي و سياسي را ميسازند و توسعه ملي را به جلو ميبرند. به وضوح کشوري که نتواند مهارتها و دانش مردمش را توسعه دهد و از آن در اقتصاد ملي به نحو مؤثري بهرهبرداري کند، قادر نيست هيچ چيز ديگري را توسعه بخشد.
6ـ علل فرارمغزها چيست ؟ چه عواملي باعث ترک وطن مي شود ؟
- دو عامل سياسي و اقتصادي است. بدين معني که در کشورهاي جهان سوم اغلب نوعي استبداد حکمفرماست که براي تحصيلکردهها و روشنفکران تحمل اين وضع تا حدي غير ممکن است، لذا ترجيح ميدهند که به يک جامعه بازتر و آزاد تر مهاجرت کنند. ثانياًَ تفاوت درآمدها و سطح زندگي موجب ميشود که ترک وطن گويند.
7ـ علل خارجي توسعه نيافتگي را تحليل نماييد ؟
- بسياري از تئوريهاي آموزشي، وارداتي بوده و بوميسازي علمي صورت نگرفته است. به همين لحاظ از کاربرد محدودي برخوردارند. هنوز در اين جوامع روشهاي يادگيري به همان صورت قديمي و سنتي باقي مانده است: روش تکراري، روش حاضر کردن درس فقط براي امتحان پس دادن و سپس به فراموشي سپردن است.
8ـ نقش نيروي انساني ماهر را در توسعه بنويسيد ؟
- اهميت نيروي انساني تا بدان حد مورد توجه نظريهپردازان قرار گرفته که آن را به منزله «ثروت اصلي يک جامعه» دانستهاند که توانمندي آن جامعه را در حل مسائل اقتصادي و اجتماعي مشخص کرده و آهنگ و قابليت توسعه جامعه را تعيين ميکند. حتي اگر در روند توسعه فقط عامل نيروي انساني را مورد توجه قرار دهيم، ميتوانيم به جرأت ادعا کنيم که غالب کشورهاي توسعه يافته امروزي از نظر منابع انساني داراي استعدادهاي واقعي براي توسعه بودهاند.
9ـ براي رفع کمبود نيروي متخصص وتسهيل رشد اقتصادي چه اقداماتي لازم است ؟
- براي رفع کمبود نيروي متخصص و تسهيل رشد اقتصادي بايد نيروي متخصص کمياب با اولويت به بخش آموزش پويا تخصيص داده شوند.اين عمل گرچه در کوتاهمدت رشد بخش توليدي را محدود ميکند، ولي با توسعه بخش آموزش و افزايش عرضه نيروي انساني متخصص، تنگناي نيروي انساني کارآمد مرتفع شده و امکان رشد سريع بخش توليدي چند سال پس از تحمل تنگناي مزبور فراهم ميگردد.
10ـ جبرگرايي قومي و رفتار وعقايد قديمي چگونه باعث توسعه نيافتگي مي شود ؟
- گروهي از مردم که به تنپروري، عياشي، خوشگذراني، شعر و شاعري ضد توسعهگرايي، مديحهسرايي و وقتگذراني مبتلا هستند، جوامعي که سيستم اجتماعي و سياسي آنان بيهوده زيستي، ولگردي، عدم وجدان کاري، وقتکشي، استعدادکشي و فرار مغزها به خارج را تسريع ميکند، فرصت کوشش و تقلاي شبانهروزي جهت کشف اسرار علمي طبيعت و دست يافتن به اختراعات و ابداعات را پيدا نميکنند. بعلاوه، مردميکه با نوآوري مخالف هستند، مرتجعانه به آنچه از قبل داشتهاند، دلخوش نموده و هيچگاه امکان تشويق و نوآوري را در خود به وجود نميآورند.
11ـ دولت ناکارآمد را تفسير نماييد ؟
- کلمه ”دولت ناکارآمد“ تمام انواع بيانضباطيهاي اجتماعي را که به صورت زير بروز ميکنند، شامل ميشود. نقص در قانونگذاري و اجراي قانون، نوعي نداشتن قوانين و دستورات، عدم رعايت سلسله مراتب و سازش و تباني مأموران با گروهها و افراد با نفوذ، از ديگر مشخصههاي «دولت ناکارآمد» فسادورانت خواري است.
12ـ شيوع فساد بين دستگاه هاي دولت ناکارآمد چه عواملي را به وجود مي آورد ؟
- شيوع فساد بين دستگاههاي دولت ناکارآمد ميتواند عوامل گوناگوني داشته باشد که يکي از آنها، سرسپردگي دولتمردان کشورهاي جهان سوم است. اين فساد بنيادي وسيله قاطعي در دست قدرت خارجي است، زيرا به کمک آن کارگزاران ردههاي بالاي جامعه را به خيانت به منافع ملي ميکشاند.«در بيشتر موارد سرسپردگي کشورهاي جهان سوم به قدرتهاي غربي و سابقاً امپرياليزم شرق، بدين جهت صورت ميپذيرد که هيئت حاکمه آنها به دليل ناتوان بودن از حل مسائل و مشکلات توسعه نيافتگي سرزمين خويش، به منظور دريافت کمکهاي ناچيز از يک سو و کسب پشتيباني سياسي و نظامي از سوي ديگر، خويشتن را به دامن آنها مياندازند و در نتيجه منابع سرزمين خود را به تاراج داده و ادامه سلطه خارجي را براي دوراني طولاني محقق ميسازند.
13ـ آيا استعمار تاثيري درتوسعه نيافتگي کشورها داشته است؟ چگونه ؟
- روشن است که استعمار کهنه به نهضتهاي استقلالطلبي انجاميد. اين نهضتها، کشورهاي نواستقلال يافته را به وجود آوردند. براي حفظ حاکميت و هويت ملي، استفاده از حس ناسيوناليستي و ميهنپرستي ضرورت پيدا کرد. بهرهگيري از اين حس همراه با ساير منافع، تجارت اسلحه و خريد و فروش تسليحات را در دنيا بيش از گذشته متداول ساخت. خريدهاي تسليحاتي، منابع مالي هرچند ناچيز کشورهاي عقب افتاده را بلعيد - و همچنان نيز ميبلعد - و موجب شد تا فقر، بدبختي، استعمار نو و توسعه نيافتگي شدت يابد.
14ـ اين استدلال که تجارت خارجي در توسعه يافتگي موثر است را تحليل نمائيد؟
- نقش «تجارت خارجي» در پديدة توسعه، دو جنبة کاملاً متمايز دارد. گروهي خوشبينانه با استناد به نظريههاي رايج اقتصاد بينالملل درقرن نوزدهم، تجارت خارجي را به عنوان «موتور رشد و توسعه» قلمداد کردهاند. در مقابل، عدهاي ديگر تجارت خارجي نابرابر را عامل تعميق عقبماندگي ممالک توسعه نيافته تلقي ميکنند. شايد اگر درجه توسعه نيافتگي را با توجه به شرايط زماني، مکاني و مراحل تاريخي در نظر بگيريم، ادعاي گروه دوم صحيحتر باشد. گروهي که تجارت خارجي را عامل عقبماندگي ممالک توسعه نيافته معرفي ميکنند، اعتقاد دارند نابرابريهاي بينالمللي - چه از حيث قدرت چانهزني ممالک در سطح بازارهاي جهاني و چه از حيث امکانات و اختيارات اقتصادي کشورهاي پيشرفته و مقايسه آن با امکانات ممالک عقب افتاده - عامل مهمي در زوالپذيري «رابطه مبادله» کشورهاي توسعه نيافته تلقي ميشود و اين زوال راه دستيابي به توسعه اقتصادي را مسدود ميکند.
15ـ دلايل گروهي که تجارت خارجي را عامل توسعه نيافتگي مي دانند چيست ؟
1- رابطه مبادله در بلندمدت به زيان توليدکنندگان مواد خام است که تأثير آن منابع موجود براي توسعه کشورهاي توسعه نيافته را کاهش ميدهد.
2- صادرات کشورهاي توسعه نيافته به يک يا چند کالا محدود ميشود. بنابراين سياستهاي بازرگاني کشورهاي پيشرفته بايد به گونهاي طراحي شود که به تنوع بخشيدن به صادرات کشورهاي عقب مانده کمک کند که چنين امکاني فراهم نيست.
3- اغلب بازارهاي صادراتي کشورهاي درحال توسعه بسيار بيثبات است، لذا به اين دليل ارزهاي خارجي دريافتني توسط اين کشورها بيثبات و نامعين است که باعث به مخاطره افتادن روند توسعه در کشورهاي عقب مانده ميشود.
4- روند الگوهاي مصرفي در کشورهاي درحال توسعه در شرايط آزادي تجارت خارجي، به وخيمتر شدن موازنه تجاري کشورهاي عقب مانده منتهي ميشود، زيرا فرهنگ مصرفي در کشورهاي درحال توسعه به سمت مصرف کالاهاي وارداتي کشورهاي توسعه يافته گرايش دارد.
15ـ دلايل گروهي که تجارت خارجي را عامل توسعه نيافتگي مي دانند چيست ؟
- الف- تحصيل مواد خام ارزان
ب – گسترش بازار فروش انحصاري براي کالاهاي ساخته شده
ج – فراهم كردن زمينههايي براي سرمايهگذاري سرمايههاي اضافي.
17ـ جريان تاريخي مراحلي که يک کشور به توسعه يافتگي برسد را بيان کنيد ؟
- گروهي که توسعه نيافتگي را معلول جريان تاريخي گذشته يعني دو قرن اخير ميدانند، در واقع علت توسعه نيافتگي را به يک عامل خارجي نسبت ميدهند و توسعه نيافتگي گروهي از کشورها را ناشي از تکامل تاريخي نظام اقتصادي- اجتماعي خاصي ميدانند که ابتدا در غرب پا گرفت و سپس با روابطي که با ساير نقاط جهان برقرار نمود، عناصري از اين نظام به ديگر نقاط رخنه کرد و جهاني «دوگانه» را به وجود آورد. جريان تاريخي علت توسعه در واقع مراحلي را مشخص ميکند که اين مراحل از يک سو در پيدايش و گسترش توسعهنيافتگي و از سويي ديگر در پيشرفت اقتصادي – اجتماعي کشورهاي توسعه يافته نقش اساسي را برعهده داشتهاند.
18ـ مرحله تجمع يا تراکم سرمايه را توضيح دهيد ؟
- در مراحل اوليه، کشف و تاراج سرزمينهاي جديد کشورهاي توسعه نيافته امروزي مراکز مهم ثروت به شمار ميرفتند که آسيا را «شرق باشکوه» و آمريکاي جنوبي را «سرزمين زرخيز» ميناميدند.
19ـ مرحله صدور کالا را به طور خلاصه بيان کنيد؟
- بايد توجه داشت که در مرحلة تراکم اوليه سرمايه نيز «کالا» به معناي عام اقتصادي بين دو گروه کشورها صادر ميشد، ولي منظور ما از کالا در اين مرحله «کالاهاي مصنوع» با ويژگي توليد کارخانهاي ميباشد.
سرمايههاي تراکم يافته در ممالک غربي شرايط مالي مناسب را براي انقلاب صنعتي فراهم آورد. نتيجه اين انقلاب توليد روزافزون محصولات کارخانهاي بود، ولي نه تنها توليد روزافزون زمينه به وجود آمدن روابط تجاري عادلانه را بين کشورهاي جهان فراهم نساخت، بلکه بالعکس مبادله نابرابر صدور کالاهاي کارخانهاي غرب، جانشين بهرهکشي از نوع کهنه آن شد.
20ـ اهداف استعمار نو براي عقب مانده کردن کشورها چيست ؟
- اينک استعمارگران با استفاده از امپرياليسم فرهنگي، سلطه رسانهاي، توليد خبر، تحليل، تئوري و بهرهگيري از علم روانشناسي و بازاريابي پيشرفته و بمباران مستقيم و غيرمستقيم اطلاعاتي، مغز بسياري از ملتها را به تسخير خود درآورده است. در چنين شرايطي شاهد آن هستيم که به هنگام افزايش درآمدهاي حاصل از فروش منابع خام کشور با تعابير مختلف کوبيدن توليدات داخلي يا توان ملي به نوعي ژست روشنفکري تلقي ميشود. به خاطرنبود استراتژي بومي، وارداتيبودن جنبههايي از نظام آموزش عالي و تئوريهاي غيربومي، بخشهايي از رسانههاي جمعي، مطبوعات و فاجعه بارتر از همه برخي از طرحهاي تحقيقاتي، خوراک فکري فاسدي را در فضاي تصميمسازي و تصميمگيري تزريق ميکنند که حاصل آن پياميجز پذيرش ادغام نابرابرتر در اقتصاد زير سلطه جهاني، استمرار نفتزدگي و خامفروشي به دنبال ندارد.
21ـ پژوهش هاي علمي چه تاثيري در رشد و توسعه يک کشور دارد ؟
- در جهان امروز داشتن استقلال ملي، بهرهمندي از توسعه و پيشرفت اقتصادي و برخورداري از رفاه اجتماعي فقط به ياري سود جستن از پيشرفتهاي علمي و صنعتي ميسر خواهد بود.از اين روست که کشورهاي صاحب توان جهان، منابع مالي و انساني فراواني را در خدمت بخش پژوهشهاي علمي قرار ميدهند. بنابراين آموزش در فرآيند توسعه عامل بسيار مهمي به حساب ميآيد و همواره مورد وفاق نويسندگان و کارشناسان امور اجتماعي بوده است.
22ـ در کشورهاي توسعه نيافته چه ديدي نسبت به پژوهش هاي علمي حاکم است؟
- متأسفانه کشورهاي توسعه نيافته به امر آموزش و تحقيق و پژوهشهاي علمي و تکنولوژيک کم بهاء ميدهند و اغلب چشم به يافتههاي علمي جوامع پيشرفته صنعتي دوختهاند. شايد غفلت از توليد علم و تحقيقات بومي در کشورهاي جهان سوم از آنجا ناشي ميشود که آنها به علم به عنوان يک پديده غربي مينگرند، در حاليکه تجربيات علمي نشاندهنده آن است كه تمدن اروپايي از علوم و تکنولوژي زيستي اقوام آسيايي، آفريقايي و آمريکاي شمالي ريشه گرفته است.
23ـ منظور از تحقيق و پژوهش چيست و چه تعريفي دارد؟
- علم و دانايي سرمايه عظيم و گرانبهاي انسان بوده است. سرمايهاي که هر اندازه بيشتر توزيع و مصرف شود، بر ارزش و اهميت آن افزوده شده و محصول بيشتري عايد ميگردد. نيروي علم بزرگترين معجزهاي است که بشر در اختيار دارد . به وسيله اين نيرو است که بشر توانسته طبيعت را مهار کند و براي توليد ثروت و خدمات مورداحتياج آن را تحت فرمان خويش درآورد. علم بومي شده و نه وارداتي، بشر را به منابع جديدي که براي توليد ثروت ضرورت دارد، هدايت ميكند.
فصل پنجم
جواب سوالات
1- فقر يا فقير مطلق در اصطلاح اقتصادي شامل چه کساني مي شود؟
– فقير در کشورهاي توسعه يافته معمولاً فقير فردي است که فاقد درامد بوده ونمي تواند ابراز عقيده نمايد در اصطلاح اقتصادي، فقير مطلق کسي است که درآمد لازم براي کسب حداقل غذا براي حفظ سلامت جسمي، مسکن، حداقل لوازم ضروري خانه، پوشاک، بهداشت، آموزش درحد کسب سواد، آب سالم، حداقل انرژي براي گرم شدن و حداقل تفريح براي حفظ سلامت روحي را نداشته باشد.
2- استدلال اقتصاد داناني که موافق شکاف عمده درآمدي بين فقرا و پردرآمدها هستند را تحليل نمائيد؟
- استدلال آنها نيز بطور خلاصه اين است که ميل به پسانداز در قشر بالاي جامعه(از نظراقتصادي) بيش از ميل به پسانداز در قشر پائين جامعه است. بدين ترتيب با توزيع متعادلتر درآمد سطح پسانداز کاهش و سطح مصرف در جامعه افزايش مييابد. به همين جهت، توزيع متعادلتر باعث تشديد نرخ رشد جمعيت ميشود. ممکن است در بلندمدت حتي باعث افت سطح زندگي در جامعه شود. برعکس، با توزيع نامتعادل درآمد، نرخ سرمايهگذاري افزايش يافته و نرخ رشد اقتصادي بلندمدت تضمين خواهد شد. بنابراين در بلندمدت موجب رفاه بيشتر قشر پايين جامعه خواهد شد.
3- استريتن صاحب چه ديدگاهي مي باشد همراه با نمودار تحليل نمائيد؟
- استريتن براي شکوفايي استعداد طبقات پايين درآمدي معتقد به تأمين حداقل نيازهاي اساسي و توزيع کوپن ميباشد. وي در انتقاد از نظريه کوزنتس مبني بر بهبود وضع فقرا پس از طي مراحل رشد ميگويد: تجارب موجود بيانگر آن است که شکل ماهيتابه اين نظريه با بدتر شدن توزيع درآمدها معمولاً به بحالت U تبديل ميشود و اميد به بهتر شدن عدالت درآمدي (به خاطر خروج سرمايه و الگوي مصرف) در جهان سوم اتفاق نميافتد.
4- ديدگاه اقتصاددانان توسعه در مورد شکاف عظيم درآمدي را بنويسيد؟
- اقتصاددانان توسعه، شکاف عظيم درآمدي بين طبقات پايين و بالاي جامعه درکشورهاي توسعه نيافته را نه تنها بعنوان يک مزيت اقتصادي نميدانند، بلکه آن را مانعي بر سر راه رشد پايدار يا توسعه اقتصادي ذکر ميکنند. به قول محبوب الحق، اقتصاددان پاکستاني، «درتئوري اقتصاد به ما آموخته شده بود شما بدنبال رشد اقتصادي باشيد (توليد بيشتر)،توزيع درآمد خود به خود حل ميشود. اما من به اين نتيجه رسيدهام که براي داشتن رشد اقتصادي، احتياج به توزيع مناسب درآمدها داريم».
همچنين اکثر علماي توسعه در مورد نقش مثبت طبقه گسترده متوسط در يک جامعه تأکيد دارند. آنها چنين ميگويند که درصد بسيار کمي از مردم جهان سوم ثروتمند و درصد بزرگي از آنها بسيار فقير هستند.
5- انواع معيارهاي سنجش در آمد را نام ببريد؟
- منحني لورنز- ضريب جيني - درصدها و دهکها
6- منحني لورنز را با رسم نمودار تحليل کنيد؟
-اگر بر روي محور طولها درصدهاي جمعي جمعيت و بر روي محور عرضها درصدهاي جمعي درآمد را مشخص کنيم، سپس با استفاده از آمارهاي موجود جمعيت و درآمد در يک جامعه، نقاطي را در صفحه تعيين کرده و اين نقاط را به هم وصل کنيم،به منحني ميرسيم که به خاطر نام ابداع کننده آن، منحني لورنز خوانده ميشود(منحني 3-5). منحني لورنز مکان هندسي نقاطي است که مختصاتش درصدهاي جمعي جمعيت و درآمد ميباشد. شکل زير نشاندهنده منحني لورنز برابري يک جامعه فرضي است.
7- ضريب جيني و دهکها را ارزيابي و تحليل نمائيد؟
- روش ديگرسنجش وضعيت توزيع درآمد، روش جيني است که توسط جيني، آماردان ايتاليائي، ابداع شده است. در اين روش نسبت مساحت بين منحني لورنز و قطر مربع A درشکل قبل) را بر مساحت نصف مربع (يعني ناحيه A+B) تقسيم ميکنند. به بيان ديگر، ضريب جيني برابراست با ،به طوري كه مقدارضريب جيني بين صفر و يک خواهد بود،اگربه فرض منحني لورنز برقطرمربع منطبق باشد، يعني توزيع درآمد در جامعه کاملاً برابر باشد، مساحت A برابر با صفر بوده و بنابراين ضريب جيني نيز صفر خواهد بود. ضريب جيني برابر با يک نيز زماني حاصل ميشود که مساحت روش سوم سنجش وضعيت توزيع درآمد، روش حسابي درصد يا دهکها است. به علت نواقصي که در هردو معيارسنجش توزيع درآمد يعني منحني لورنز و ضريب جيني وجود دارد، از جدول دهکها به طور مستقل و يا به عنوان معيار تکميلي در کنار منحني لورنز وضريب جيني استفاده ميشود. اِشکال منحني لورنز آن است که چون به شکل هندسي است، معياردقيقي به دست نميدهد.از آنجائي که ضريب جيني نيز متوسطي از وضعيت کلي توزيع درآمد است، به ما نميگويد که توزيع درآمد درکجا بيشتراست. به همين جهت ضريب جيني آنگونه که در شکل نشان داده شده است، معيار دقيقي براي سنجش ارائه نميدهد.
8- توزيع نابرابر درآمدها تحت چه شرايطي فاقد آثار منفي بر توسعه مي باشد؟
- اگر توزيع نابرابر درآمدها ناشي از تفاوت در استعداد، لياقت و استحقاق افراد باشد، نه تنها آثار منفي برفرايند توسعه نخواهد داشت بلكه عامل توسعه خواهد بود اما چنانکه نابرابري درآمدي بخاطر نبود فرصت برابر براي همگان و برخورداري برخي افراد از رانت هاي اقتصادي، سياسي ، اجتماعي و فساد اقتصادي باشد،نوعي يي عدالتي و مخرب خواهد بود.به عبارت ديگرشعار يا عملگرايي عدالت بدون توسعه يا توسعه منهاي عدالت بايدجاي خود را به گفتمان و برنامه عدالت و توسعه بسپارد.jsj
[نظرها]